برچسب:
نویسنده: بردیا حسینی
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینی
زخم میخوردم ز تو این زخمها دیدن نداشت
نم نم باران پشت شیشه بوییدن نداشت
شعله ی فانوس اشعار کتابم کور شد
مجلس ختم کتابِ من که رقصیدن نداشت!
ناله را با آه و بغضم را به گریه سر کنم
آخر مسجد صدای گریه رنجیدن نداشت
پا به پای خاطراتت از نفس افتاده ام ..
ساقه از پهلو شکست و جان روییدن نداشت
با زبان بی زبانی دوستت دارم رفیق ..
ساده میگویم به تو این آه خندیدن نداشت ..
#محمدرضاکمال_پور
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینی
اَجل به جان تو افتاده یا که جان خودش
تمام سهم خودش بود چوبِ دار خودش
که این خبر برساند به وارثان خودش
میان تاب و تبش از عطش گریزان است
که زهر میخورد هر شب ز استکان خودش
گرفته کوزه ی اشک و شکسته بال و پرش
چه زخم کهنه ای خورده ز پیروان خودش
دلم به حال دلم سوخت تا تورا دیدم ..
دلم گرفته چو کوهی از آسمان خودش
#محمدرضاکمال_پور
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینی
چقدر جمعه اش دلگیره
هوای ابری و بارون
داره جونم رو میگیره
بجای قلب من اینبار
سکوت خونمو بشکن
من از تنهایی میترسم
چشام تشنه تر از اشکن
تو جشن انقلاب من
همیشه از تو میخونن
طواف قلب تو با من
نگو یک مشت مجنونن
شبیه ساعت خونه
که خوابش میبره گاهی
میون رفتن و موندن
ندارم غیر مرگ راهی
#محمدرضاكمال_پور
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینی
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینی